سلام اخ جون بعد مدتها اومدم تا واسه دل خودم بنویسم

خوب بالاخره منم دارم فارغ از تحصیل میشم وازشر هرچی درس و مرس و...اوه راحت میشم خدایا من امروز یه کار بدی کردم خواهش میکنم این دفه هم منو دریاب بعدا باهم حساب میکنیم

میخام ازشر تمام ادما خلاص کنم خودمو وبه این زندگیه بی نظم دانشجویی خاتمه بدم اگه تو کمکم کنی؟وای دوباره یاد خرابکاریم افتادم

ولش کن بیخیال شجاعانه میرم تو دل معرکه و میگم کار من بوده خوب مگه چیه همه اشتب میکنن.دقت کردی من چقد شعورم بالاس.وای ولی بضی وقتا منه با شعور یه کارایی میکنم که تو کفش میمونم.گفتم شعور ادم به مزاحم دیشبم افتاد وای چقد اتماد بنفس کاذب داشت.بیچاره ما دخترا....اخه اگه ما نبودیم کی به بلوفاتون گوش میداد؟

بسه خسته شدم تا بعد....
|
+| نوشته شده توسط
ساقه در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388
|